محمد مهدى ملايرى
223
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اين اشخاص داده مراجعه كنيم و نام مترجمان ديگرى را هم كه از منابع ديگر بدست مىآيد بر آن بيفزائيم صورتى از مترجمان پهلوى در دست خواهيم داشت كه در حدود سى نام را شامل خواهد بود كه بعضى از آنها را مىتوان مترجمان حرفهاى ناميد ، يعنى كسانى كه شغل شاغلشان ترجمه بوده و كتابهاى متعددى از اين زبان به عربى ترجمه كردهاند . و اگر نام تمام كتابها و رسالههائى كه در هررشته از رشتههاى علمى و ادبى از زبان پهلوى به عربى ترجمه شده و نامى يا خبرى از آنها به ما رسيده در يكجا جمع كنيم شايد شمارهء آنها از صد كتاب و رساله متجاوز باشد و اين تنها شمارهء كتابها يا مترجمانى هستند كه از آنها اثر يا خبرى به ما رسيده ، و گرنه بودهاند مترجمان يا كتابهاى ديگرى كه هيچگونه اثر و خبرى از آنها در دست نيست ، چنان كه مثلا ياقوت در شرح حال محمد بن خلف بن مرزبان مىنويسد كه او يكى از مترجمان كتابهاى فارسى به عربى بوده و بيش از پنجاه ترجمه داشته ، در صورتىكه از تمام اين پنجاه ترجمه جز نام يك كتاب را بيشتر نمىدانيم ، آن هم اگر حدس بروكلمن ( ج 2 ، ص 104 ترجمه عربى ) دربارهء اينكه تاريخ اسكندر را همين محمد بن خلف بن مرزبان از فارسى به عربى ترجمه كرده است صحيح باشد . كتابهائى هم كه از پهلوى به عربى ترجمه شده تا آنجا كه از نام آنها پيدا است انحصار به يك يا دو فن نداشته ، بلكه شامل بيشتر علوم و فنونى بوده كه در آن عصر رواج داشته از طب و منطق و گياهشناسى و هيأت و نجوم و خواص البلدان گرفته تا تاريخ و داستان و قصه و ادبيات اخلاقى و رسائل ادبى و آيينهاى مختلف . « 1 » از اين مقدمه مىخواهيم به اين نتيجه برسيم كه هرگاه پژوهشكنندگان تاريخ دورهء ساسانى براى تحقيق دربارهء ادبيات اين دوره منابع تحقيق خود را به همان آثار معدود و محدودى كه به زبان پهلوى از آن دوره يا از دورههاى
--> ( 1 ) . براى تفصيل اين مختصر مراجعه شود به مقالهء نگارنده با عنوان « المترجمون و النقلة عن الفارسية الى العربية فى القرون الاسلامية الاولى » در همين مجله ، سال هفتم ، شمارهء 3 و 4 ، ص 193 - 243 .